خاطره نویسی / سفرنامه

سفر به ترکیه جهت اخذ ویزا از کشور انگلستان

به نام خدا
با سلام خدمت همه دوستان گرامی و عزیز هدف من از نوشتن خاطراتم اطلاع رسانی به همه دوستان مخصوصا کسانی که فصد گرفتن ویزای انگلیس از کشور ترکیه را دارند می باشد.
من به همراه دوستم نوشین به قصد گرفتن ویزای انگلیس در تاریخ ۲ تیر ماه ۱۳۹۳ از شیراز خارج شدیم .پرواز ما با ترکیش از شیراز ساعت ۳:۳۰ بود که در ساعت۷:۳۰ به فرودگاه استانبول در فسمت اروپایی فرود آمدیم.
نماینده شرکت مسافرتی آقایی بنام امیر حسین بود که ترانسفر ما را به عهده داشت و در فرودگاه منتظر ما بود.ما به اتفاق سایر مسافرین سوار اتوبوس شدیم .امیر حسین در حین راه از گشت های متنوعی که برای مسافران در نظر گرفته بود توضیح می داد و هر کداممان را به هتل محل افامتمان رساند.
البته این نکته را متذکر شوم که خودتان هم به راحتی می توانید با استفاده از حمل و نقل عمومی مثل اتوبوس مترو و تراموا همه جا را بگردید و نیازی به هزینه بالای تور نمی باشد .که من سعی می کنم که حتی الامکان با نوشتن خاطراتم شما را در این راه کمک کنم
ما در هتل سمینال واقع در میدان تکسیم اقامت داشتیم از جمله مزایای این هتل و هتل های واقع در میدان تکسیم نزدیکی به مترو و اتوبوس و همچنین نزدیکی به خیابان استقلال می باشد که این خیابان از جمله جاهای معروف و دیدنی و سرزنده شهر استانبول می باشد.
اگر هم شما مثل من و دوستم خانم هستید و به استانبول سفر می کنید توصیه من به شما این است که هتل خود را در میدان تکسیم بگیرید زیرا انجا از امنیت خوبی برخوردار می باشد.
اولین روز اقامتمان را با خرید استانبول کارت از سوپر مارکت که قیمت آن ۶ لیره است شروع کردیم .استانبول کارت کارایی بالایی دارد از جمله با آن می توان از کلیه امکانات حمل ونقل اعم از اتوبوس مترو تراموا و کشتی استفاده کرد.بعد گشتی در خیابان پر شور و هیجان استقلال زدیم.خیابان بسیار زیبایی هست با فروشگاه های بزرگ و برندهای معروف و رستوران هاو بارها و فست فود ها ی متفاوت و معروف د نیا .در هنگام بازگشت به هتل سری به مترو زدیم تا بتوانیم مسیرهای مترو را برای رفتن به سفارت ایران بررسی کنیم.
روز دوم را باید به سفارت ایران می رفتیم تا برای برگ عبور از آنجا اقدام کنیم برای رفتن به سفارت ایران از میدان تکسیم ابتدا باید با مترو به کاباتاش رفت و از انجا بوسیله تراموا در ایستگاه سلطان احمد پیاده شد سفارت ایران درست در مرکز شهر یعنی در نزدیکی جایی که مسجد سلطان احمد و ایاصوفیا می باشد واقع شده است بعد از ورود به سفارت ایران و پر کردن فرم و ثحویل آن به کارمند سفارت از آنجا خارج شدیم به دلیل اینکه بازار کاپالی چارشی نزدیک سفارت ایران است به سمت بازار سنتی کاپالی چارشی رفتیم این بازار مسقف سنتی در یک مایلی غرب سلطان احمد وافع است و مانند بازار سنتی خودمان بازار وکیل در شیراز است و در آن می توان فروشگاه های طلا فروشی و اغذ یه ها و شیرنیی جات های مختلف و خوشمزه و همچنین فروشگاه های لباس چرم فراوان دید..این بازار جزوجاهای دیدنی استانبول می باشدو دیدن آن خالی از لطف نیست.از انتهای بازار که خارج شوید می توان از آنجا به اکساری رفت .بهتر است از اتوبوس برای رفتن استفاده شود چون ۲ الی ۳ ایستگاه اکسارای با این ناحیه فاصله دارد.اکسارای محل خرید می باشد.
روز سوم افامتمان را باید به سفارت انگلیس می رفتیم در ساعت ۱۰ صبح وقت سفارت انگلیس را داشتم که بعد از صرف صبحانه در هتل به سرعت خودمان رابه مترو رساندیم و از آنجا به خیابان عثمان بیگ رفتیم که مسیر خیابان عثمان بیگ درست جهت خلاف کاباتاش در مترو می باشد بعد از پیاده شدن در آن ایستگاه و ورود به خیابان و پرس وجو از پلیس راهنمایی خودمان را به پاساژ پروفایل که در آنجا سفارت انگلیس واقع بود رساندیم البته من توصیه می کنم برای افرادی که مسن هستندحتما از تاکسی برای رسیدن به پاساژ پروفایل استفاده کنند زیرا این پاساژ در انتهای یک کوچه طولانی واقع است که پیاده روی برای این افراد مشکل است و بهتر است با تاکسی از هتل به پاساژ پروفایل بروند.در آنجا تعدادی در نوبت بودند و خوشبختانه ما ربع ساعت زودتر رسیدیم وفت سفارت را به نگهبان نشان دادم او ما را در همان لحظه همراه با یک مترجم فارسی زبان بنام رضا هدایت کرد.با آسانسور به طبقه بالای پاساژ رفتیم و در محوطه پاساژ منتظر شدیم البته من منتظر آقایی بودم که از شب قبل تلفنی با هم هماهنگ کرده بودیم ایشان در استانبول آژانس مسافرتی دارند و قرار بود پاسپورت من را از آژانس تحویل بگیرند و برایم ارسال کنند.دلیل این کار هم این بود که پاسپورت من به مدت ۲۰ روز باید در سفارت انگلیس می ماند و برای من مقدور نبود که ۲۰ روز را در استانبول اقامت داشته باشم ایشان در ازای گرفتن ۱۰۰ دلار این کار را انجام می دادند .ما در محوطه پاساژ همدیگر را ملاقات کردیم..من با مدارکم به داخل رفتم در آنجا کارمندان متعددی بودند که بعد از تحویل گرفتن مدارک و آزمایش چشم و دادن رسید و اعلام اینکه آقای آبرامیان پاسپورت و مدارک من را تحویل می گیرند من به بیرون از سالن هدایت شدم.به همراه آقای آبرامیان به آژانس ایشان که در همان نزدیکی بود رفتیم و یک کپی از رسید را به من دادند از آنجا به اتفاق نوشین به خیابان عثمان بیگ رفتیم آنجا خیابان شمال شهر استانبول می باشدبا مغازه های متعدد و زیبا تا ظهر آنجا پرسه زدیم و کمی خرید کردیم .
عصر به اسکله کاباتاش رفتیم تا در مورد تورهای مختلف و رفتن به جزیره بیوک آدا تحقیق کنیم.در اسکله کاباتاش بروشورهای مختلفی هست که در آن ساعت حرکت و زمان رسیدن و همچنین ساعات برگشت از جزیره و تورهای متفاوت قرار دارد شما می توانید با کمک بروشورها و دانستن کمی انگلیسی از برنامه های تور و جزیره مطلع شوی.
در اسکله کاباتاش کاخ د لمه باغچه قرار داردالبته ما این کاخ را از بیرون تماشا کردیم چون زمان بازدید در صبح بود و ما در غروب در اسکله کاباتاش بودیم این کاخ در راستای تنگه بسفر قرار دارد و از اهمیت و زیبایی تاریخی خاصی برخوردار است این کاخ محل سکونت آخرین سلطان های دوره عثمانی می باشد و آخرین فرد هم آتاتورک می باشد که در آنجا اقامت داشته است این طورکه می گفتند معماری داخلی و خارجی کاخ ترکیبی از طرحهای عربی و اروپایی می باشد .
روز چهارم را مجددا باید به سفارت ایران می رفتیم چون پاسپورت من در سفارت انگلیس بود و من مجبور بودم برای خروج از فرودگاه استانبول و همچنین ورود به کشور عزیزمان از برگ خروج استفاده کنم.خوشبختانه به دلیل نزدیکی سفارت ایران به کاخ توپ کاپی و مسجد سلطان احمد برنامه را اینچنین تنظیم کردیم که ابتدابه سفارت ایران رفته و بعد به مراکز دیدنی در نزدیکی سفارت برویم .سعی کردیم صبح زود ساعت۸ در سفارت باشیم که در آنجا هم وطن ها را دیدیم که در صف طویلی در پشت درب سفارت ایستاده اندوقتی پرس وجو کردیم متوجه شدیم به دلیل روزهای ماه مبارک رمضان ساعت کار سفارت از ساعت ۹ صبح می باشد بعد از گشایش درب و انجام کارهای اداری و گرفتن برگ عبورخود را به مسجد سلطان احمد رساندیم در آنجا صف طولانی بود و از ملیت های مختلفی در صف برای دیدن مسجد بودندنمای خارجی مسجد با ۶ مناره آن بسیار زیبا بودکه ا لبته برای ورود به این مکان مقدس خانمها باید حجاب داشته باشنددر مقابل مسجد سلطان احمد بنای تاریخی ایاصوفیا واقع است.
این بنا به مدت طولانی یعنی ۹۱۶ سال بعنوان کلیسا و بعد از آن به مدت ۴۸۱ سال بعنوان مسجد در اختیار مسلمانان قرار گرفته بودو در سال ۱۹۳۵ به فرمان مصطفی کمال آتاتورک بصورت موزه در آمده که البته به دلیل صف طولانی و جمعیت زیاد برای تهیه بلیط موفق به بازدید از ایاصوفیا نشدیم .
بعد از مسجد سلطان احمد به کاخ توپ کاپی رفتیم ورودی کاخ ۳۵ لیره بوددیدن از این کاخ برای من خیلی جالب بود.البته این مکان تا ورودی اصلی سرای سلطان سلیمان رایگان می باشد از بعد آن باید بلیط تهیه کرد بعد از ورود به آن آنجا را عمارتی برزگ با سراهای تو در تو و تاریخی یافتم در ابتدای ورودمان به موزه ساعت رفتیم در آنجا ساعت های متعدد با قد مت بالا وجود دارد.
اتاقی در کنار اتاق موزه ساعت هست که این اتاق محل دیدار سلطان سلیمان با سفیر ممالک مختلف بوده در اتاق های مختلف اشیاء ولباس هایی از سلاطین عثمانی مخصوصا سلطان سلیمان و شاهزاده هایش وجود دارد و همچنین می توان هدایای فرستاده شده توسط سایر سلاطین ممالک دیگر و همچنین تاج و تخت سلاطین مختلف عثمانی را دید.
در قسمت مسجد کاخ اشیاء مربوط به پیامبران را گذاشته بودنداز جمله عصای حضرت موسی و نعلین متعلق به حضرت محمد جای پای حضرت محمد………به معرض نمایش گذاشته بودند که کمی هم جای تعجب داشت!!!!!!!در قسمت دیگر کاخ حرمسرا واقع شده بودکه برای ورود به حرمسرا باید بلیط تهیه می کردیم و در یک صف طولانی هم ایستاد ولی به دلیل بزرگی کاخ و دید و باز دید از جاهای متنوع آن خستگی زیادی بر ما مستولی گشته بود و دیگر نتوانستیم از حرمسرا دیدن کنیم که انشاالله در سفر بعدی این کار را انجام خواهم داد.بعد از خروج از کاخ وارد اغذیه فروشی شدیم و برای خودمان کباب خریدیم.تقریبا ساعت ۵ عصر به هتل رسیدیم.کمی در هتل استراحت کردیم و شب را مجددا به خیابان استقلال رفتیم خیابان استقلال محل عبور و مرور هیچ وسیله نقیله ای نیست ولی به دلیل طولانی بودن مسیر یک قطار در آن در حال رفت و آمد از ابتدا تا انتها می باشدآن شب پس از تهیه بلیط در یک صف طولانی منتظر رسیدن قطار شدیم بعد از سوار شدن به قطار در انتهای راه پیاده شدیم .در انتهای استقلال برج معروف گالاتا می باشد که از بالای برج می توان شهر استانبول و تنگه بسفر را دیدو همچنین می توان از رستوران ها و کلوپ های شبانه ای که در نزدیکی این برج واقع هست دیدن کرد و لذت برد.اما متاسفانه به دلیل دیر رسیدن به برج گالاتاو تعطیلی آن نتوانستیم به بالای آن برویم و فقط در پایین آن به تماشای مردم و رستوران ها و کافه های متعدد پرداختیم و دوباره قدم زنان به سمت خیابان استقلال برگشتیم نکته مهم اینکه چون این خیابان از صبح تا شب یکسره باز می باشد بنا بر این از بعد از ساعت ۱۰ بسیاری از فروشگاه ها تعطیل می باشد بهتر است برای دیدن این خیابان شب دیر وقت دیدن نکنید در این خیابان کلیسای زیبا یی هم می باشد که می توان از آن دیدن کرد.
درروز پنجم تصمیم گرفتیم به جزیره برویم که بر اساس بروشور کشتی در ساعت ۹:۳۰ دقیقه از اسکله کاباتاش حرکت می کرد در آن ساعت خود را به اسکله رساندیم و با استانبول کارت توانستیم وارد کشتی شویم با گذشت یک ساعت به جزیره بیوک آدا یا پرنس رسیدیم البته قبل از آن دو جزیره زیبای دیگر هم وجود دارد ولی زیبا ترین و دورترین آن جزیره بیوک آدا می باشد.در ا ین جزیره وسیله نقیله ای بنام ماشین وجود ندارد البته به جز ماشین پلیس .همه یا پیاده روی می کنند یا از اسب و کالسکه و یا دوچرخه استفاده می کنند و می توان با پرداخت ۷۵ لیره یک کالسکه که حد اکثر ۴ نفر سوار آن می شود دور تا دور جزیره را گشت.در جزیره مناظر طبیعی بسیار بسیار زیبا دیده می شودو همچنین خانه های بسیار بزرگ و با شکوه هوای جزیره از استانبول کمی سردتر است.بعد از ظهر وزش باد زیاد و همراه با کمی بارندگی را داشتیم در آنجا رستوران های زیادی وجود دارد که دارای ماهی های خوش مزه با طبخ عالی هستند که به شما توصیه می کنم حتما از آن ماهی ها در منوی غذایتان سفارش دهید.در آنجا بازارچه کوچکی هم هست که دیدن آن خالی از لطف نیست و می توان چیزهایی هم خرید کرد.ساعت ۳ بعد از ظهر سوار کشتی شدیم و برگشتیم در حین بر گشت کشتی می توان از مناظر زیبای حرکت امواج آب و همچنین دیدن مرغان دریایی که بسیار به کشتی نزدیک هستند لذت برد
عصر آن روز به اسکله کاباتاش رفتیم و بر اساس ساعات جد ول تور خودمان را طبق ساعت به توری که در تنگه بسفر گذاشته بودند با پرداخت ۱۵ لیره رساندیم در آنجا سوار کشتی شدیم و گشتی در تنگه بسفر زدیم .از آنجا می توان مناظر زیبا همراه با کاخ دلمه باغچه و خانه های ویلای زیبا در کنار آب و همراه با رستورانها و کافی شاپ ها و همچنین برج دختر که در وسط آب دریا قرار داشت قابل مشاهده است و حتما سعی کنید به طبقه دوم کشتی بروید تا از مناظر بهتر دیدن کنید.
روز ششم من و نوشین تصمیم گرفتیم به قسمت آسیایی استانبول هم سری بزنیم برای رفتن به قسمت آسیایی هم می توان از اسکله کاباتاش و هم اسکله امینی نو رفت و از آنجا با کشتی در اسکله اسکودار پیاده شد که تقریبا این مسافت به مدت ۲۰ دقیقه می باشد قسمت آسیایی استانبول مثل خیابان های تهران است و هیچ شباهتی به بخش اروپایی آن ندارد در آنجا بلوارهای بزرگ و زیر گذر و رو گذرهای متعددی وجود دارد در آنجا اکثر مردم انگلیسی نمی دانند و توریست خیلی وجود ندارد بیشتر خود مردم ترک در آن محل قابل مشاهده هستند.البته زیبایی های بخش آسیا هم کم از بخش اروپایی نیست و در آنجا هم طبیعت زیبا با خانه های بسیار بزرگ و زیبا وجود دارد .خوشبختانه ما در آنجا با خانم ترک و مهربانی که زبان انگلیسی هم خوب بلد بود آشنا شدیم و با ما در آسیا همراه شد تا جاهای مختلف آن بخش را به ما نشان دهد ابتدا به کدیکوی رفتیم آنجا پر از مغازه و برند های مختلف است در این قسمت هم خرید خوبی می توانید انجام دهید بعد از آنجا با اتوبوس به تپه چا ملی جا رفتیم به سمت تپه حرکت کردیم در ادامه راه ویلاهای بسیار بزرگ و زیبایی همراه با رستوران دیده می شد این تپه از یک طرف روبه دریای مرمره و جزایر آن و از طرف دیگر رو به استانبول و دریا می باشد و از بالای تپه می توان کل استانبول چه قسمت آسیایی و اروپایی و تنگه بسفر بین آنها را به راحتی مشاهده کرد
در بازگشت به اسکله اوسکودار به بازارچه ای که روبروی آن بود رفتیم و در آنجا مقداری شیرنیی خرید کردیم نوشین یک فرش فانتزی بسیار زیبا خریداری کرد بعد سوار به کشتی شدیم و به هتل باز گشتیم بعد از استراحت در هتل شب را به اورتاکوی رفتیم برای رفتن به اورتاکوی از میدان تکسیم با مترو به کاباتاش یا بیشکتاش و از آنجا با اتوبوس به اورتاکوی می توان رفت.یا می توان مستقیم با اتوبوس از میدان تکسیم به اورتاکوی که این راه بهتر و به صرفه تر می باشد .این منطقه یکی از متنوع ترین و پر زرق و برق ترین مناطق استانبول می باشد .در این منطقه مسجد کلیسا و کنیسه بنا شده است این مکان در ماههای تابستان و روزهای آخر هفته از جمله مناطق مورد توجه قشر جوان می باشد در آنجا به راحتی می توان پل بغاز را دید چون سفر ما مصادف با ماه مبارک رمضان بود در استانبول در تمام خیابانها و میدان های اصلی شهر و همچنین در اورتاکوی صندلی های زیادی چیده شده بود موزیک قبل از اذان پخش می شد در هنگام اذان موزیک قطع و اذان را پخش می کردند بعد از دادن افطاری که هر کس می توانست از این خوان گسترده استفاده کند برنامه های زیادی بصورت تئاتر و موزیک پخش می شد در ضمن در ماه مبارک رمضان همه فروشگاه ها اجناس خود را به حراج گذاشته اند و به دلیل وجود تعداد زیاد ی توریست تمام رستوران ها باز می باشد .
و بالاخره روزهفتم در روز آخر چمدانها را پیچیده و تحویل هتل دادیم از آنجا به قصد بازار مرجانه حرکت کردیم برای رفتن به این بازار باید ابتدا با مترو به کاباتاش و بعد با تراموا در ایستگاه مسجد سلطان احمد پیاده شد بازار مرجانه در مرکز شهر یعنی انتهای خیابان روبروی ایا صوفیا می باشد. پس از ورود به بازار آنجا را بازاری بزرگ با اجناس خیلی متنوع از جمله مانتو تونیک روسری شال روتختی طلا فروشی و پرده فروشی و خلاصه هر چه می خواستید در آنجا یافت می شد در آنجا هم مقداری خرید کردیم در ساعت ۲ ناهار را در بازار صرف کردیم و ساعت ۴ بعد از ظهر از بازار خارج شده به سمت هتل برگشتیم در آنجا منتظر امیر حسین شدیم و با ماشین ما را به فرودگاه رساننددر آنجا برگ خروج را بجای پاسپورت به کارمند ان فرودگاه نشان دادم و به مقصد کشور عزیزمان حرکت کردیم این بود ۷ روز سفر ما به شهر استانبول .امیدوارم که دوستان از تجربیات من استفاده کرده باشند مخصوصا آن دوستانی که قصد گرفتن ویزای انگلیس از ترکیه دارند

مرتبط با:

نوشته های مشابه

‫۱۱ نظرها

  1. سلام لطفا زودتر قرعه کشی تور رایگان رو انجام بدید چون قراره کلاس های دانشگاه ۲۱شهریور شروع بشه

  2. سلام پس در چه تاریخی دوباره قرعه کشی تور رایگان برگزار میکنید؟به خدا خیلی منتظریم لطفا این کار رو انجام بدید دیگه دل تو دلمون نیست واسه شرکت در قرعه کشی.ایشالا که برنده بشم آخه اون دفعه توی خرداد ماه بود وقت خاطره نویسی نداشتم به خاطر امتحانات

      1. شرایط ویژه چیه؟و چرا نوشتید خیلی بهتر؟چه تغییراتی میخواید بدید؟

  3. سلام لطفا مسابقه جدید و دوره قرعه کشی تور رایگان جدید برگزار کنید.با سپاس از شما

    1. سلام دوست عزیز
      تغییراتی در سیستم قرعه کشی داده ایم که اعلام خواهیم کرد

    1. با درود
      اگر عضو یکت توریست هستید وارد ناحیه کاربری شوید . اگر نیستید ثبت نام بفرمایید

  4. سلام. بسیار عالی بودخصوصابرای کسانی که قصدگرفتن ویزا انگلیس دارند..خوب راهنمایی کرده بودید..ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن