خاطره نویسی / سفرنامه

سفر به رادکان

مشخصات و مکان جغرافیای میل رادکان:
میل رادکان یا گنبد رادکان، در ۴ کیلومتری جنوب شرقی روستای رادکان و در ۴۲ کیلومتری جنوب کردکوی در یک منطقه کوهستانی – جنگلی و بر فراز تپه در دامنه جنوبی سلسله جبال البرز قرار دارد که در گذشته برای راهنمایی مسافران و کاروان های تجاری در مسیر جاده ابریشم ساخته شده است.
ساخت آن در ۴۰۷ هجری قمری در زمان فرمانروایی اسپهبد ابوجعفر آغاز و در ۴۱۱ هجری قمری بدست احمدبن عمر به پایان رسید

سفر من از وقتی آغاز شد که تنها تصمیم به رفتن به دل کوه و
جنگل بدون برنامه و مکان مشخصی مثل همیشه گرفته ام.اینبار هم به خودم گفتم وسایل خودم را جمع کنم و بزنم به دل طبیعت.مثل همیشه وسایل ضروری که دارم و طی سالها برای سفر های اینطوری جمع و تهیه کردم را جمع کردم و داخل ماشین قرار دادم و اب و روغن ماشین و همینطور چراغ های جلو و مه شکن رو چک کردم..راستی یادتون باشه همیشه اولین چیزی که باید توی وسایل سفر باشه اول کبریت یا فندک بعد آب نوشیدنی و یکی دو وعده غذا به صورت کنسرو یا شیرینی و خشکبار داخل کوله مسافرتی خودتون قرار بدید،چون هر جا بتونید آتیش کنید میتونید توی بدترین شرایط زنده بمونید.
خب بگذریم ..بعدش یه بسم الله گفتم و سوار ماشین شدم رفتم به پمپ بنزین و باک ماشین پر کردم و حرکت کردم سمت مغازه خواربار فروشی برای خرید مایحتاج سفر،بعد خرید با روحیه عالی و گذاشتن یه موزیک حرکت کردم به سمت جنگل کردکوی که مسیر ورودی ییلاق های تابستانی این منطقه است.
در مسیر به خاطر درخت های جنگلی و سایه و سرمای ارتفاع کوهپایه دیگه از گرما هوای تابستان خبری نبود و من با لذت بردن از مسیر و دیدن مناظر طبیعی و همچنین موسیقی محبوب خودم از مسیر سفر لذت میبردم و به راه خودم ادامه می دادم،
بعد حدود یک ساعت به دوراهی منطقه ییلاقی درازنو و رادکان رسیدم،اونجا بود که باید تصمصم میگرفتم به کدام مسیر سرازیر بشم، هر دو منطقه زیبایی خاص و چشم انداز زیبایی داره، در یه طرف منطقه توریستی جهان نما که همچون روستایی بر فراز کوهای آلپ و منطقه ییلاقی درازنو و دیگری منطقه تاریخی و ییلاقی میل رادکان و امام زاده امامزاده عبدالله (علیه السلام).خیلی زود تصمیم گرفتم که به سمت راست سراشیبی جادهبه سمت روستای رادکان حرکت کنم،در طول مسیر به دوچرخه سواران خارجی که در حال پیمودن جاده ابریشم بودن برخوردم و بعد از کمی خوش و بش به دادن ادرس دقیق روستای بعدی مورد نظر آنها به راه خودم ادامه دادم در طی مسیر به چند راس بز کوهی یا شوکا برخوردم که در حال تماشای من که قصد ورود به منطقه زیر سلطه آنها را داشتم، بودن.
در طی مسیر با دیدن طبیعت بکر و مناظر طبیعی به شکر خدا و یاد بزرگ بودن خدا افتادم.بعد حدود نیم ساعت به روستای رادکان رسیدم و بعد از دیدن چند تن از اهالی آنجا و سلام احوال پرسی با آنها به سر چشمه روستا رفتم.بعد کمی استراحت ، شستن دست صورت با آب زلال و سرد چشمه و نوشیدن آب ، بطری های آب خودم را خالی و از آب چشمه پر کردم که آبی سرد با خواص دارویی داشته باشم.بعد خوردن مختصر غذا با گرفتن وضو به امام زاده رفتم و بعد زیارت و خواندن نماز و دعا که بدرقه راهم باشد،راهم را ادامه دادم.دوباره سوار ماشین شدم و به سمت میل رادکان که در ۴ کیلومتری روستا قرار داشت حرکت کردم، از داخل روستا میل به صورت خیلی نزدیک نمایان است ولی به خاطر پیچ های طولانی راه مسیر کمی دور میشود.بعد حدود ۵ دقیقه به پایین میل رادکان کردکوی رسیدم و شادابی و طراوت خاصی را احساس کردم.خیلی زود وسایل خودم را برای درست کردن آتش و چای و یه غذای مفصل از ماشین پیاده کردم.
خیلی زود آتش کردم و فرشی پهن کردم بعد خوردن چای و یه کباب مفصل بعد چند ساعت تفریح و عکس از مناظر و شکار چند پرنده کوچک به روستا برگشتم و برای شب اتاقی از اهالی روستا که مردمانی مهمان نواز و خون گرم هستند گرفتم.شب را درکنار آن مردمان با پذیرایی بسیار عالی و سنتی از قبیل ماست محلی از شیر گوسفند و کره حیوانی و با نان تنوری و… صبح کردم، و بعد از چند ساعت خوابیدن در اولین دقایق طلوع خورشید بعد خوردن مختصر صبحانه، خودم را برای بازگشت آماده کردم.در طول مسیر در داخل جنگل چند ساعتی را به استراحت و خوردن غذایی گذراندم و از مناظر اون منطقه لذت فراوانی بردم،و حدودا بعد از ظهر دوباره به خانه برگشتم…
خدایا تورا شکر به تمام نعمت های بی کرانت
دوستان عزیز چند نصیحت به عنوان یه برادر کوچکتر ..
۱.همیشه برنامه و هدف سفر خودتون را مشخص کنید.
۲.تنها سفر نکنید
۳.قبل سفر حتما اطلاعاتی از آن منطقه کسب کنید.
۴.آب و غذاو کبریت و طناب و چراغ قوه(در مسیرهای جنگلی و کوهستانی)به همراه داشته باشید
۵.وسیله نقلیه را حتما چک کنید.آب، روغن،چراغ،ترمز،بنزین،آچار ،لاستیک زاپاس،جک،و..
۶.داشتن نقشه
۷.هرگز شب را در منطقه ای که نمیشناسید به علت جانداران وحشی نگذرانید.
* سفر من به علت آشنا بودن به منطقه و جنگل به صورت تنها بود.بودن یه همسفر در سفر، لازمه سفر است.
یه همسفر،یه هم کلام و همزبان است و همچنین همفکری و همکاری در سفر،مسافرت را آسان و لذت بخش میکند.
یاعلی

مرتبط با:

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن